تبلیغات
اعجاز امیران عالم
 
اعجاز امیران عالم
جمعه 29 فروردین 1393 :: نویسنده : عبد
بسم الله الرحمن الرحیم


حرم امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)
امیر المؤمنین على (علیه السلام) فرموده است، مكه حرم خدا و مدینه حرم رسول خدا و كوفه حرم من است. هیچ ستمگرى به فكر ستم در آن نمى‏افتد، مگر آنكه خداوند پشتش را در هم مى‏شكند(1)
----------------------------------------------------
(1) نظیر این روایت با مختصر تفاوتى در امالى طوسى، ص 284، آمده است‏
(2) روضة الواعظین-ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 646





نوع مطلب : امیرالمومنین صلوات الله علیه، 
برچسب ها : الله، رسول الله، امیرالمؤمنین، امیرالمومنین، حرم، مکه، مدینه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 فروردین 1393 :: نویسنده : عبد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مهدى علیه السلام وقتى خروج مى‏كند كه مردم از ظهور او مأیوس شوند

ابان بن عقبه میگوید: از ابن عباس شنیدم كه میگفت: خدا مهدى علیه السّلام را بعد از آنكه (مردم) مأیوس مى‏شوند مبعوث خواهد كرد حتى اینكه مردم میگویند: مهدى در كار نیست و انصار او از اهل شام هستند، شماره یاران او سیصد و سیزده نفر كه مساوى با عدد اصحاب بدر است از شام بسوى او میروند تا اینكه او را از بین مكه از خانه‏اى كه نزدیك صفا است خارج میكنند و باكراه با او بیعت مى‏كنند پس بآن حضرت اقتداء میكنند و دو ركعت نماز مسافر نزدیك مقام میخوانند بعد از آن، آن حضرت بمنبر میرود.

قتاده از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت كرده كه فرمود: جمعیت‏هاى عراق و پهلوانان شام نزد مهدى علیه السّلام مى‏آیند و بین ركن و مقام با او بیعت میكنند.(1)

------------------------------

(1) فتنه و آشوبهاى آخر الزمان(ترجمه ملاحم و فتن)، ص: 47،باب صد و بیست و ششم

 





نوع مطلب : حضرت بقیة الله الاعظم خاتم الاوصیاء حجة بن الحسن صلوات الله علیه و عجل الله فرجه الشریف، 
برچسب ها : الله، مهدی، ظهور، مأیوس، اصحاب، منبر، عباس،
لینک های مرتبط :
بسم الله الرحمن الرحیم

آرزوى دیدار امام قائم علیه السّلام در تندرستى و عافیت‏
معاویة بن عمّار از امام صادق علیه السّلام روایت مى‏ كند كه فرمود: هر گاه كسى از شما آرزوى دیدار حضرت قائم علیه السّلام را كند باید آرزو كند كه این دیدار در تندرستى و عافیت باشد، زیرا خداوند، محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را به مهر و مهربانى مبعوث فرمود و حضرت قائم علیه السّلام را براى انتقام گرفتن برخواهد انگیخت.(1)
-------------------------------------------------------------------------
(1) بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، ص: 277




نوع مطلب : حضرت بقیة الله الاعظم خاتم الاوصیاء حجة بن الحسن صلوات الله علیه و عجل الله فرجه الشریف، 
برچسب ها : الله، پیامبر، امام، امام صادق، امام قائم، آرزو، دیدار،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 اسفند 1392 :: نویسنده : عبد
بسم الله الرحمن الرحیم

مدح و مرثیه امام باقر(سلام الله علیه)


ای بوسه گاه جن و ملک، خاک پای تو
جان تمام عالم خاکی فدای تو
ای اختر سپهر ولایت، که تا ابد
عالم منور است به نور لقای تو
از شهریار کشور دانش، که در جهان
نشناخت کس مقام تو را جز خدای تو
ای ریزه خوار سفره علمت جهانیان
خورشیید علم، کرده طلوع از سرای تو
ای باقر العلوم که هنگام مکرمت
باشد هزار حاتم طایی گدای تو
پنجم ولی و حجت خلاق عالمی
لوح دل است مهر به مهر و ولای تو
در عرصه وجود نهی قبل از آنکه پای
داده سلام احمد مرسل برای تو
هر کس تورا شناخت، دل از دیگری برید
بیگانه گشت با همه کس، آشنای تو
چندین هزار عالم و دانشور فقیه
آمد برون ز مکتب و دانشسرای تو
آن پیر سالخورده راهب تو را چو دید
اسلام پیشه کرده و شد مبتلای تو
خوان طعام، آورد از بهر میهمان
از حجره تهی ید قدرت نمای تو
یک عمر سوخت قلب تو از کینه هشام
آن دشمن سیاه دل بی حیای تو
تنها نه در عزای تو چشم بشر گریست
آن دشمن سیاه دل بی حیای تو
ای خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع
پر می‏ زند کبوتر دل، در هوای تو
در را به روی امت اسلام بسته‏ اند
آن گمرهان که بی خبرند از صفای تو
یابن الحسن گشوده نگردد به روی خلق
این در مگر به پنجه مشکل گشای تو
فولادی است پیر غلام شکسته دل
چشم امید بسته، به لطف و عطای تو


شاعر: فولادی




نوع مطلب : امام باقر صلوات الله علیه، شعر، 
برچسب ها : الله، امام، امام باقر، مدح، مرثیه، شعر، فولادی،
لینک های مرتبط :
شنبه 3 اسفند 1392 :: نویسنده : عبد

بسم الله الرحمن الرحیم

مدح و مرثیه امام سجاد(صلوات الله علیه)

پَر ِ قنداقه ات مسیحا شد

یار گهواره ی تو موسا شد

 خوش به حالت كه بر دو چشم ِحسین

اولین بار چشم تو وا شد

عطر گیسوت تا بهشت آمد

یوسف عاشق شد و زلیخا شد

جبرئیل از حضور تو سرمست

با اذان علیِّ اعلا شد

رویت عباس با ادب بوسید

و حسن غرق در تماشا شد

گره ی كور داشتیم اما

از دعای صحیفه ات وا شد

 

دل ما شهر عشق آباد است

عشق هم خانه زاد سجاد است

 

با تو همسایه ی خدا هستیم

سر سجاده ی دعا هستیم

بچه های محله ی عشقیم

ما همه اهل روستا هستیم

روستای شما بهشت است و

روی بال فرشته ها هستیم

مادر تو ست مادر این خاك

همه ذریّه ی شما هستیم

ما در این سرزمین پهناور

از شماییم و كیمیا هستیم

شكر در سرزمین مادریت

سالها زائر رضا هستیم

 

شكر ِارباب از همین ایلیم

حضرت عشق با تو فامیلیم

 

مادر تو عروس آل عباست

شاه بانوی كشور زهراست

نذرشان كرده ایم و میبینیم

با تو حاجات ما همیشه رواست

به بقیعت قسم كه میسازیم

حرمت را كه كعبه ی دلهاست

حرمت را شبیه صحن رضا

با دو گلدسته ای كه تا به خداست

گنبد و طاق و حوض و فوّاره

چار ایوان كه غرق آب طلاست

صحن هایی كه لب به لب زائر

با ضریحی كه گِرد آن غوغاست

 

ما ابوحمزه ایم  ، اَدِّبنی

یا الهی و لا تُعدِّبنی

 

روزگاری رسید و جانت سوخت

روی این خاك آسمانت سوخت

روزگاری رسید و در پیشت

خیمه ات ، بام و آشیانت سوخت

چشم تو دید در دلِ گودال

صحنه ای را و استخوانت سوخت

خواستی تا بخیزی اما حیف

نشد و پای ناتوانت سوخت

خیمه ی شعله ور سرت افتاد

سر و دستان و گیسوانت سوخت

 

زنده ماندی میان آتش و دود

این هم از لطفهای زینب بود

 

یوسف رحیمی





نوع مطلب : امام سجاد صلوات الله علیه، شعر، 
برچسب ها : الله، امام، امام سجاد، مدح، امام حسین، امام حسن، یوسف رحیمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1 اسفند 1392 :: نویسنده : عبد
بسم الله الرحمن الرحیم

گر کربلا نبود...

گركربلا نبود،زمین عزتی نداشت
دِیرو كُنشت وصومعه هم حرمتی نداشت
وقتی كه آدم ازغم ارباب گریه كرد
دیگر به باغ های جنان رغبتی نداشت
نور جمال حضرت آقا اگر نبود
عرش خدای عزوجل زینتی نداشت
دارم یقین به عرش دعایم نمی رسید
سجاده ی نماز اگر تربتی نداشت
بدعت تمام دین خدا را گرفته بود
در كربلا حسین اگر نهضتی نداشت
ما را برای نوكریت آفریده اند
دنیا بدون سینه زدن لذتی نداشت
بی شك عذاب دامن مان را گرفته بود
این شهر پر گناه اگرهیئتی نداشت
صد مرده را نگاه شما زنده می كند
عیسی بدون اذن شما قدرتی نداشت




نوع مطلب : امام حسین صلوات الله علیه، شعر، 
برچسب ها : الله، کربلا، دیر، کنشت، صومعه، غم، جنان،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 بهمن 1392 :: نویسنده : عبد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

در مدح و مرثیه امام حسن(علیه السلام)

 

اول تو را سرشته و انسان درست کرد

شرح تو را نوشته و قرآن درست کرد

بعداً گِل اضافیتان را افاضه کرد

تا از من خراب مسلمان درست کرد

می خواست رحمتش همه جا را بغل کند

با اشک های چشم تو باران درست کرد

باید برای بندگی سجده هایمان

یک مسجدی به نام حسن جان درست کرد

بالم اگر به درد پریدن نمی خورد

یک سایبان که می شود از آن درست کرد

من زندۀ نسیم مسیحا دم توأم

آدم اگرشدم به خدا آدم توأم

 

تو ابتدای نسل طهورای کوثری

تو رود خانۀ زهرای اطهری

باید علی و فاطمه ای ظرف هم شوند

تا اینکه آفریده شود چون تو گوهری

کار خداست این که پیمبر پسر نداشت

وقتی توئی نیاز ندارد به دیگری

نسل مطهر نبوی، نسل دختری است

با این حساب تو حسن ابن پیمبری

گفتند زاده ی اسد الله غالبی

صبح جمل که شد همه دیدند حیدری

می خواستند پیش همه کوچکت کنند

کوری چشم عایشه ها از همه سری

یک روز اشک و گریه برای تو میکند...

...با شصت روز اشک حسینی برابری

ای ارشد تمام پسر های فاطمه

ای اولین حسین سحر های فاطمه  

 

ای آسمان تر از همه، بالاتر از همه

ای بی کران تر از همه، دریا تر از همه

تو زودتر به دامن زهرا نشسته ای

پس این توئی تو، بچه زهراتر از همه

ما از تو هیچ وقت نفرما ندیده ایم

ای سفره ی همیشه بفرماتر از همه

ما سال هاست رهگذر کوچۀ توأیم

مانند یک فقیر سرِ کوچۀ توأیم

 

مهتاب چشم های تو خورشید پرور است

هر کس که طالعش حسنی نیست کافر است

اصلاً نیاز نیست قیامت به پا کنی

یک قاسمی خدا به تو داده که محشر است

اصلاً شما نیاز نداری به معرکه

وقتی لب سکوت تو شمشیر حیدر است

قسمت نبود تا که ببینند مردمان

بازوی تو ادامۀ فتّاح خیبر است

فردا ملک به نام تو تکبیر می زند

صاحب زمان به جای تو شمشیر می زند

 

امشب اگر نگات هوای قَرَن کند

امید می رود که نگاهی به من کند

زیبنده است بال و پر صد فرشته را

زهرا ببافد و تن تو پیرهن کند

کُشتی بگیر پیش همه با برادرت

شاید کسی بیاید و جانم حسن کند!

بهتر همان که در به در هر گذر شود

بالی که روی بام تو فکر چمن کند

این یا کریم مثل همه قصد کرده است...

...بر روی گنبدی که نداری وطن کند

بعد از تو ای امیر کفن پاره ها کسی

لازم نکرده است تنم را کفن کند

 

 

شاعر: علی اکبر لطیفیان



نوع مطلب : امام حسن صلوات الله علیه، شعر، 
برچسب ها : الله، امام، امام حسن، مدح، مرثیه، علی اکبر، فاطمه،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 بهمن 1392 :: نویسنده : عبد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شعری در مدح حضرت زهرا(سلام الله علیها)

قرآن گشودم آیه ی محشر بیاورم

میخواستم که سوره ی کوثر بیاورم

من کیستم زفاطمه(س) سر در بیاورم

باید کسی شبیه پیمبر بیاورم

هنگام وصفت عقل  مرا ترک می کند

معراج رفته شان تو را درک میکند

 

با نور تو زمین شرف آسمان گرفت

چل روز مصطفی(ص) ثمری بی کران گرفت

پابر زمین گذاشتی و خاک جان گرفت

تا آمدم بگویم زهرا(س) زبان گرفت

گفتم که رخصتی بده بهتر بخوانمت

مهرت اجازه داد که مادر بخوانمت

 

مادر سلام، گوشه ی چشمی به ما کنید

مادر سلام، درد مرا هم دواکنید

با این امید در زده ام تا که وا کنید

لطفی به این اسیر یتیم گدا کنید

حالا اگر چه چادر تو وصله دار هست

من سائلم همیشه برایم انار هست

 

یا آیه آیه آیه ی خود(( هل اتی)) کنی

یا از کرم لباس عروسی عطا کنی

چادر امانتی بدهی تا چها کنی

یک قوم را به نور خدا آشنا کنی

دنیا تو را نخواست که اینقدر زشت شد

خاکی که زیر پای تو آمد بهشت شد

 

دنیا تمام ظلمت و تو ماورای نور

با تو کم است فاصله تا انتهای نور

همسایه ات اگر که شده آشنای نور

 این بوده است از برکات دعای نور

در آسمان نور چه بدری ،شبیه توست

در سال یک شب است که قدری شبیه توست

 

در خانه عطر سیب تو از بس جمیل بود

یادآور بهشت خدای جلیل بود

سرچشمه ی وضوی تو از سلسبیل بود

جاروی خانه ی تو پر جبرئیل بود

دنیا به پای مهر تو از شرم آب شد

آبی که گشت مهرییه ی تو گلاب شد

 

آنکه تورا به جمله ی ((لولاک)) می شناخت

درک تورا فراتر از ادراک می شناخت

پرواز را چه کس بجز افلاک می شناخت

بانوی آب را پدر خاک می شناخت...

نام پدر همیشه به دنبال مادر است

خیر العمل محبت زهرا(س) و حیدر(ع) است

 

شاعر: مجید تال





نوع مطلب : حضرت زهرا صلوات الله علیها، شعر، 
برچسب ها : الله، حضرت زهرا، زهرا، شعر، مدح، قرآن، سوره،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :